A force de forger'on devient forgeron
کار نیکو کردن از پر کردن است.

Comme on fait son lit, on se couche
هر چه پول بدهی، آش می خوری.

On ne doit confier les affaires difficiles qu'aux gens exercés
به کارهای گران، مرد کاردیده فرست.

Un malheur ne vient pas seul
گر بد آید، هرچه آید بد شود.

Le comptes est terminé
دفتر را گاو خورد (حساب بسته شد).

Dommage rend sage, bien perdu bien connu
ضرر، عقل را زیاد می کند.

Qui va douc ement va loin
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود.

La faim chase le loup
آنکه شیران را کند روبه مزاج. احتیاج است، احتیاج است، احتیاج.

Mieux vaut peu que rien.
کاچی بهتر از هیچی است.