Il y a fagots et fagots.
آن یکی شیر است اندر بادیه این دگر شیر است اندر بادیه.

Mieux vaut tard que jamais.
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.

Le flamant se plaît au bord des eaux.
پا دراز در کنار آبها به سر می برد.

Arriva le premier au rendez-vous.
زودتر از همه به پاتوق رسید.

Raccommander ses vêtements usages vaut mieux qu'en emprunter.
کهن جامه خویش پیراستن به ازجامه عاریت خواستن.

Ne se tient pas de joie.
از خوشحالی در پوست نمی گنجد.

L'eau pourrit les bois.
آب چوب را می پوشاند.

Le temps est un grand maître.
زمانه را چو نکو بنگری همه پند است.

Le découragement est la mort de l'âme.
دلمرد گی مرگ روح است.

Tu ne sait aujourd'hui si tu verras demain.
امروز ترا دسترس فردا نیست