Ouvrage hâté, ouvrage gâté.
آدم دست پاچه کاررا دو بار می کند.

Mieux vaut faire le tour du fossé.
راه برو بیراه مرو هرچند راه پیچان بود.

La pelle se moque du fourgon.
دیگ به دیگ می گوید رویت سیاه.

Mieux vaut faire le tour du fossé que d' y tomber.
کار خود را دیر کن اما درست.

On ne croit plus de près ce qu'on a cru de loin.
آواز دهل شنیدن از دور خوشست.

On n'est jamais trahi que par le siens.
از خودی بیشتر باید احتیاط کرد.

Ilvaut mieux tuer Le diable que de se laisser tuer par Lui.
شریر را قبل از آنکه شر برساند باید او را دفع کرد.

La faim chasse le lion du bois.
آنکه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است احتیاج است احتیاج.

Les animaux vaudront mieux ,si tu ne dis pas le juste.
دواب از تو به گر نگویی صواب.