Les mures ont des oreilles.
دیوار گوش دارد.
La faim justifie les moyens.
موقعیت اعمال را توجیه می کند.

Qui ne risque rien,n,a rien.
تاخطر* نباشد قدر آدمی پدیدار نیست.

C,est la robe qu,on salue.
به آستین نو احترام می گذارند.

Étre plus royaliste que le roi.
کاسه داغ تر از آش بودن.

Il faut semer pour récolter.
تا نکاری ندروی.

La faim chasse le loup du bois.
شکم گرسنه ایمان ندارد.

Le Soleil luit par toute le monde.
تمام مردم همان حق را دارند.

Patience passe science.
پشتکار از هر زرنگی بهتر است.