همایونفر

دسته بندی موضوعات

ضرب المثل های فرانسه با معادل فارسی (۱۰)

A force de forger’on devient forgeron
کار نیکو کردن از پر کردن است.

Comme on fait son lit, on se couche
هر چه پول بدهی، آش می خوری.

On ne doit confier les affaires difficiles qu’aux gens exercés
به کارهای گران، مرد کاردیده فرست.

Un malheur ne vient pas seul
گر بد آید، هرچه آید بد شود.

Le comptes est terminé
دفتر را گاو خورد (حساب بسته شد).

Dommage rend sage, bien perdu bien connu
ضرر، عقل را زیاد می کند.

Qui va douc ement va loin
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود.

La faim chase le loup
آنکه شیران را کند روبه مزاج. احتیاج است، احتیاج است، احتیاج.

Mieux vaut peu que rien.
کاچی بهتر از هیچی است.

By |شهریور ۲۳, ۱۴۰۰|دسته ها: زبان و ادبیات |بدون دیدگاه

ضرب المثل های فرانسه با معادل فارسی (۱۱)

Le temps est un grand maître.
زمانه آموزگار خوبی است.

Au gens de Notre epoque il faut Parler de loin.
با اهل زمانه صحبت از دور نکوست.

Quand on n,a pas ce que l,on aime il faut ce que l,on a.
زمانه باتو نسازد تو با زمانه بساز.

Resignons -nous, que l’on nous accueille o’u rabroue.
با نیک وبد زمانه می باید ساخت.

Es homme sont morttels.L
نیک یا بد همی بباید مرد.

Porter de l’eau à la rivière . ,
زیره به کرمان بردن.

By |شهریور ۲۳, ۱۴۰۰|دسته ها: زبان و ادبیات |بدون دیدگاه

ضرب المثل های فرانسه با معادل فارسی (۱۲)

Educati est de tous les ages.
زگهواره تا گور دانش بجوی..

Menager la chèvre et le chou.
یکی به میخ یکی به نعل زدن.

Qui en a eu connessence ,n,a pas recouvré son intelligence.
آن را که خبر باز شد آواز نیامد.

Tous les chats son gris la nuit.
شب گربه سمور می نماید.

On ne croit plus deprès ce qu’on a cru de loin.
آواز دهل شنیدن از دور خوش است.

A chacun son métier ,les vaches seront bien gardées.
گر هرکه به شغل خویش باشد کی حال جهان پریش باشد.

En bouche close jamais n’entra la mouche,pour obtenir il faut demander.
تانگرید طفل کی نوشد لبن.

Il n,est ni serpent ni poisson.
به مار ماهی مانی نه این تمام نه آن(نه ماراست ،نه ماهی)

avoir deux poids et deux mesures.
یک بام و دو هوا داشتن .

Jamais beau parler n,écorcha la lang ue,plus fait douceur que violence.
زبان خوش ماررا از سوراخ بیرون می آورد*.

By |شهریور ۲۳, ۱۴۰۰|دسته ها: زبان و ادبیات |بدون دیدگاه

ضرب المثل های فرانسه با معادل فارسی (۱۳)

On prend plus de mouche avec du miel qu,avec du vinaigre.
زبان خوش ماررا از سوراخ بیرون می آورد.

Vivre comme chien et chat.
مثل سگ وگربه بودن .

A corsaire corsaire et dvemi, a voleur voleur et demi ,a bon chat bon rat.
شغال بیشه مازندران را. نگیرد جز سگ مازندرانی.

Maison faite et femme á faire.
خانه ساخته بخرید اما زن را خودتان بسازید(تربیت کنید).

Les maniēres des belles son’t supportables.
ناز خوبان خریدنی است.

..Ne se tient pas de joie.
ز خوشحالی در پوست نمی گنجد

Médecin gueris-toi toi même.
کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی.

Je n’est que faire de son aide je m’en passe.
عطا یش را به لقایش بخشیدم.

Les revers suit la fortune;au bout de fossé la culbute.
فواره گر بلند شود سر نگون شود.

Il ne fau t jamais vendre le peau de l’ours qu’on ne l’ait mis par terre.
به دشت آهوی نا گرفته مبخش.

By |شهریور ۲۳, ۱۴۰۰|دسته ها: زبان و ادبیات |بدون دیدگاه

ضرب المثل های فرانسه با معادل فارسی (۱۴)

Loin des yeux loin du coeur.
از دل برود هر آنچه از دیده برفت.

Tout ce qui entre dans le coeur paraît bien aux yeux.
هرچه به دل فرو آمد به چشم نکو آید.

L’homme propose ,dieux dispose.
تقدیر آرزوی دل راتغییر می دهد

Braquer sans biscuit.
بی لنگ وتوشه به آب زدن.

À bon entendeur salut,à qui sait comprendre peu de mots suffisant.
برای عاقل اشاره ای کا فی است.

Tirer d’une avare, la modique somme vaut beaucoup.
از خرس مویی غنیمت است.

Autant de pris sur l’ennemi;petit avantage n’est pas a negliger.
موی از خرس کندن غنیمت است.

Deux avis valent mieux qu’un
یک دست صدا ندارد.

Tout nouveau tout beau.
در هر تازه ای لذتی است.

By |شهریور ۲۳, ۱۴۰۰|دسته ها: زبان و ادبیات |بدون دیدگاه

ضرب المثل های فرانسه با معادل فارسی (۱۵)

À chaque siècle un grand homme se fait jour.
به هر الفی الف قدی برآید.

Dans le petites boîtes les bons onguents.
فلفل مبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه

L’homme ne se mesure pas à l’anne.
فلفل مبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه.

Yavait la’ une arrière pensée à liquider . Il
دعوابر سر لحاف ملا نصرالدین بود.

À bon entendeur demi mot..
درخانه اگر کس است یک حرف بس است.

.Agir sans discernement s’embarquer sans biscuit.
بی گدار به آب زدن.

Le vice approuvé par un roi n’est autre. Chose qu’un vertu.
هر عیب که سلطان بپسندد هنر است.

By |شهریور ۲۳, ۱۴۰۰|دسته ها: زبان و ادبیات |بدون دیدگاه

ضرب المثل های فرانسه با معادل فارسی (۱۶)

Le moutarde après repas,après la mort le médecin.
نوشدارو پس از مرگ سهراب.

Il n’y a point de plaisir sans peine.
گل بیخار کجاست؟

Il n’y a pas de roses sans épines.lplآ
گل بی خار کجاست ؟

Je ne sais sur quel pied danser.
نمیدانم به چه سازی برقصم.

Qui casse la vitre la paye.
هرکس خربزه می خورد پای لرزش می نشیند.

A chaque jour suffit sa peine.
چوفردا شود فکرفردا کنیم .

Tout gagnant suppose un perdant.
هر برنده بازنده ای دارد.

By |شهریور ۲۳, ۱۴۰۰|دسته ها: زبان و ادبیات |بدون دیدگاه

ضرب المثل های فرانسه با معادل فارسی (۱۷)

Les amis de nos amis ,sont nos amis.
دوستان دوستان ما، دوستان ما هستند.

Garder une poire pour la soif.
چراغ از بهر تاریکی نگهدار.

Sur les dire de l’ennemi tu a rompu ton pacte avec l’ami,vois de qui tu t’es séparé et avec qui tu t’es lié
به قول دشمن پیمان دوست بشکستی. ببین که از که گسستی وبا که پیوستی.

Si jeunesse savait et si vieillesse pouvait , le monde irait mieux.
اگر جوانان دانا وپیران توانا بودند، وضع جهان بهتر می شود.

Les cor données sont toujours les pus mal chaussés.
کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

A pétit mercier petit panier.
چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن.

Charité bien ordonnée commence par soi-même.
چراغی که به خانه رواست ،به مسجد حرام است.

By |شهریور ۲۳, ۱۴۰۰|دسته ها: زبان و ادبیات |بدون دیدگاه

ضرب المثل های فرانسه با معادل فارسی (۱۸)

Il faut tourner sept fois sa langue dans sa bouche avant de parler.
هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد

À peine l’ouvre finie ,d’autres en abusé
مسجد را نساخته کور عصایش رازد (حوض نساخته قورباغه پیدا شد).*

Pour un moine ,L’ abbaye ne se perd pas.
برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند.

e jeu n’en vaut pas chandelle.L
نتیجه این کار به زحمتش نمی ارزد.

Les bons maîtres font les bons valets.
کارفرمای خوب کارگر خوب تربیت می کند.

Géer un cours d’eau.
بی گدار به آب زدن…

By |شهریور ۲۳, ۱۴۰۰|دسته ها: زبان و ادبیات |بدون دیدگاه

ضرب المثل های فرانسه با معادل فارسی (۱۹)

Un bon renard ne mange point les poules de son voisin.
همسایه به همسایه آزار نمی رساند..

Àcheval donné on ne regarde pas à la dent ‘àla bride .
اسب پیشکش را دندان نمی شمارند.

Bon chien ch. a sse de plus race ‘la caque sent toujours le hareng.
ز کوزه همان برون تراود که در اوست.

Troquer son cheval borgne contre un aveugle.
سگ دادن وتوله گرفتن.

À petit mercier petit panier.
چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن.

Point d’argent point de suisse.
دارندگی برازندگی. است.

By |شهریور ۲۳, ۱۴۰۰|دسته ها: زبان و ادبیات |بدون دیدگاه
Go to Top